تبليغاتX
☻☺☻WORLD OF PICTURE☻☺☻
در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد.او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌ای روبروشد؟ فكركنید.


.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.شما هم یك ایرانی هستید. حدس بزنید...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر می‌زدند كه پس این مردك چرا مغازه‌اش را باز نمی‌كند !!!!
نوشته شده توسط BuS در جمعه نهم اسفند 1387 |
  فروش ۱۰۰ حلقه فیلم DVD بدون عکس فقط و فقط                

                      45.000تومان

 فروش به صورت حضوری فقط در کرج

تلفن:۰۹۳۶۴۲۷۶۱۱۶  ایزدی

نوشته شده توسط BuS در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 |

HAPPY VALENTINE

نوشته شده توسط BuS در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 |

sms مخصوص روز ولنتاین

ولنتاین مبارك ، همراه یك بغل گل رز ، یك سبد ستاره و یك دنیا آرزوی شادباش . . .

 عشق تنها دلیل زندگی است ، ولنتاین مبارك .


آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت ، عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت . روز ولنتاین مبارك


نمیگم دوستت دارم ، نمیگم عاشقتم ، میگم دیوونتم كه اگه یه روز ناراحتت كردم بگی بیخیال دیوونست . . . (روز ولنتاینت مبارك عزیزم)
 

sms ویژه روز ولنتاین ، sms مخصوص روز ولنتاین ، روز ولنتاین :

قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق ، مرا در خود كشیدی برمودای من !!! (ولنتاین مبارك)

پیامك مخصوص روز ولنتاین ، پیامك ویژه روز ولنتاین ، روز ولنتاین :

ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست ، جز نقش تو در صفحه دل نقش كسی نیست . . .
 

پیام كوتاه مخصوص روز ولنتاین ، پیام كوتاه وبژه روز ولنتاین :

یادم بنداز تو روز ولنتاین قلبمو بهت هدیه بدم اما به شرط اینكه مواظبش باشی ، نه به خاطر اینكه قلب منه ، نه ، به خاطر اینكه تو توشی . . .


اس ام اس ولنتاین ، پیامك ولنتاین ، مسیج ولنتاین :

گاو و الاغ و اردك ، كبریت و گاز و فندك ، جوجه و مرغ و لك لك ، ولنتاینت مبارك

اس ام اس برای ولنتاین ، sms برای ولنتاین ، پیامك برای ولنتاین :

اگه شكلات بودی شیرین ترین بودی ، اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی ، اگه ستاره بودی روشن ترین بودی و تا زمانی كه دوست منی عزیز ترینی . روز ولنتاین مبارك . . .

 

مسیج برای ولنتاین ، پیام کوتاه برای ولنتاین ، sms ولنتاین :

امیدوارم خرس زیبایی ها همیشه تو غار چشمات خونه كنه . ولنتاین مبارك باشه عزیزم

sms به مناسبت ولنتاین ، اس ام اس به مناسبت ولنتاین :

سلام ببخشید پول نداشتم برات خرس و قلب بخرم به مناسبت روز ولنتاین ، فقط همین یه اس ام اس رو توسنتم برات بفرستم تا بدونی كه همیشه دوستت دارم . امیدوارم این روز ، روز ولنتاین برات مبارك و با بركت باشه .


پیامك به مناسبت ولنتاین ، مسیج به مناسبت ولنتاین :

میدونی ولنتاین یعنی چی ؟ یعنی اینكه یادمون باشه یه عاشق واقعی باید فقط به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه

 

ولنتاین مبارک


اس ام اس ویژه روز ولنتاین

نمیگم دوستت دارم
نمیگم عاشقتم
میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست . . .

 

اس ام اس ویژه روز ولنتاین


قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق
مرا در خود کشیدی برمودای من !!!


اس ام اس ویژه روز ولنتاین

ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست
جز نقش تو بر صفحه ی دل نقش کسی نیست


اس ام اس ویژه روز ولنتاین


بهترین لحظه، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم، بعد 1 اس ام اس از طرف من بیاد که توش نوشته میمیرم برات !
ولنتاینت مبارک !

اس ام اس ویژه روز ولنتاین


یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی
ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم !


اس ام اس ویژه روز ولنتاین

با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .

اس ام اس ویژه روز ولنتاین


قاب عکستو زدم جای ساعت دیواری
از اون موقع به بعد تو شدی تمومه لحظه هام . . .


SMS VALENTINE


عمری با غم عشقت نشستم
به تو پیوستم واز خود گسستم
ولیکن سرنوشتم این سه حرف بود
تو را دیدم. پرستیدم . شکستم

SMS VALENTINE

 

زندگی عشق است افسانه نیست آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست

 

SMS VALENTINE


عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به یادش باشی

 

SMS VALENTINE


بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم

 

SMS VALENTINE


تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد می داد و دست های سپیدش را به آب می بخشید و شعر های خوشی چون پرنده ها می خواند

 

SMS VALENTINE


ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی !!!

 

SMS VALENTINE


دوست داشته باش و زندگی کن!زمان برای همیشه از آن تو نیست

 

SMS VALENTINE

چقدر سخت است منتظر کسی باشی که هیچ وقت فکر آمدن نیست!

 

SMS VALENTINE


می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک

 

SMS VALENTINE


اگر روزی دشمن پیدا کردی بدون در رسیدن به هدفت موفق بودی.اگر روزی تهدیدت کردن بدون در برابرت ناتوانند. اگر روزی خیانت دیدی بدون قیمتت بالاست. اگر روزی ترکت کردند بدون با تو بودن لیاقت میخواد

 

SMS VALENTINE


من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو.

 

SMS VALENTINE


زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.
زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.
زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز.
زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.
زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر...

 

SMS VALENTINE


هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت....هیچ ادایی جای اون نازو اداتو نگرفت....پیش هر نقاشی رفتم تو رو نقاشی کنه، روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت...

 

SMS VALENTINE


میدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند. بعضی ها مثل " ب " برات میمیرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت میشوند، مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن.

 

SMS VALENTINE


حرفهایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی...


SMS VALENTINE

کاش کسی تو دلمون پا نمیذاشت... کاش اگه پا میزاشت دلمون رو تنها نمیذاشت... کاش اگه تنها میذاشت رد پاش رو روی دلمون جا نمیزاشت


اس ام اس ویژه روز ولنتاین


قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی


اس ام اس مخصوص ولنتاین


موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم،موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم، موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم


اس ام اس ویژه روز ولنتاین


دل آدمها مثل یک جزیره دور افتادست ،اینکه کی واسه اولین بار پا به جزیره میزاره مهم نیست مهم اون کسیه که هیچوقت جزیره را ترک نکند


اس ام اس ویژه روز ولنتاین


اگر باران بودم انقدر می باریدم تا غبار غم را از دلت پاک کنم اگر اشک بودم مثل باران بهاری به پایت می گریستم اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقدیم وجود عزیزت میکردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برایت مینواختم ولی افسوس که نه بارانم نه اشک نه گل

 

نوشته شده توسط BuS در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 |
یک روز پسری دوازده ساله که لاک پشت مرد ه ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از خانه های "فساد" اطراف آمستردام شد و گفت:

- من می خواهم با یکی از خانم ها سکس داشته باشم. پول هم دارم و تا به مقصودم نرسم از اینجا نمی روم

گرداننده آنجا که همه "مامان" به او می گفتند و کاری با اخلاقیات و اینجور حرفها نداشت اندکی فکر کرد و گفت:

- باشه یکی از دخترها رو انتخاب کن

پسر پرسید: هیچکدامشان بیماری مسری که ندارند؟

"مامان" گفت: نه ندارند

پسر که خیلی زبل بود گفت:

- تحقیق کردم و شنیدم همه آنهایی که با لیزا میخوابند بعدش باید یک آمپول بزنند. من هم لیزا را میخواهم

اصرار پسرک و پول توی دستش باعث شد که "مامان" راضی بشه. در حالی که لاک پشت مرده را می کشید وارد اتاق لیزا شد . ده دقیقه بعد آمد بیرون و پول را به "مامان" داد و می خواست بیرون برود که "مامان" پرسید:

- چرا تو درست کسی را که بیماری مسری آمیزشی دارد را انتخاب کردی؟

پسرک با بی میلی جواب داد:

- امروز عصر پدر و مادرم میروند رستوران و یک خانمی که کارش نگهداری بچه هاست و بهش کلفت میگیم میاد خونه ما تا من تنها نباشم.. این خانم امشب هم مثل همیشه حتما با من خواهد خوابید و کارهای بد با من خواهد کرد. در نتیجه این بیماری آمیزشی به او هم سرایت خواهد کرد

بعدا که پدر و مادرم از رستوران برگشتند پدرم با ماشینش کلفت را به خونه اش میرسونه و طبق معمول تو راه ترتیب اونو خواهد داد و بیماری به پدرم سرایت خواهد کرد

وقتی برگشت آخر شب پدرم و مادرم با هم اختلاط خواهند کرد و در نتیجه مادرم هم مبتلا خواهد شد. فردایش که پستچی میاد طبق معمول مادرم و پستچیه قاطی همدیگر خواهند شد هدفم مبتلا کردن این پستچی پست فطرت هست که با ماشینش روی لاک پشتم رفت و اونو کشت.
نوشته شده توسط BuS در شنبه نوزدهم بهمن 1387 |

تبلیغات رایگان در:

تبلیغ وان

حتما سری بزنید ضرر نداره!!! !!! !!!

 

نوشته شده توسط BuS در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 |
تبلیغات رایگان همه و همه در:

حتما سری بزنید واقعا جالب

TABLIGH - ONE

نوشته شده توسط BuS در جمعه پانزدهم آذر 1387 |
شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی. شب چادری زدند و زير آن خوابيدند. نيمه‌های شب هلمز بيدار شد و به آسمان نگريست. بعد واتسون را بيدار کرد و گفت: ‌"نگاهي به بالا بينداز و به من بگو چه می‌بينی."
واتسون گفت: " ميليونها ستاره."
هلمز گفت: " چه نتيجه‌ای می‌گيری؟ "
واتسون گفت: "از لحاظ معنوی نتيجه می‌گيرم خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم. از جنبۀ‌ ستاره‌شناسی‌ نتيجه می‌گيرم زهره در برج مشتری است، پس بايد اوايل تابستان باشد. از نظر فيزيکي نتيجه می‌گيرم مريخ نزديك به قطب است، پس بايد ساعت حدود سه نيمه‌شب باشد."
هلمز فکری کرد و گفت: " واتسون! تو چقدر احمقی.  نتيجۀ اول و مهمي که بايد می‌گرفتی اين است که چادر ما را دزديده‌اند."
نوشته شده توسط BuS در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 |
سلام

میخواستم بگم فردا هم تولد وبلاگم هست

۱ سالش میشه.

کادو بهش چی میدین؟؟؟

لینکش میکنید تو وبلاگو سایتتون؟؟؟

نوشته شده توسط BuS در شنبه دوم آذر 1387 |
لطفا به این وبلاگ سر بزنید تا اطلاعات کافی رو در موردش بدونید.

www.tabligh-sara.blogfa.com

 

نوشته شده توسط BuS در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 |
زندگی خیلی ها را نجات دهید در یک گاردن پارتی خانم ژولی پایش به سنگی خورد وبا بشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمین خوردنش کفش جدید ش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود.دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند کرده و بر نیمکتی نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است وناراحتی ندارد. مهماندار بشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد. خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت.  چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که در گاردن پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع داد که ژولی را به بیمارستان برده اند. خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان فوت کرد و پزشکان علت مرک را سکته مغزی A..V.C (Accident vasculaire cöébral) تشخیص دادند. چند لحظه از وقت خود را به این مطالب معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقی برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید . یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید:بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خون ریزی رگی در ناحیه مغز شده،اگر شخص ضربه دیده رادر زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانندامکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیارزیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثه بود و این عمل بسیار ساده است. پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیص حادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل از سه ساعت باید شخص را به پزشک  رساند.متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن گاردن پارتی یک نفر سئوال های زیر را از ژولی کرده بود حتما' ژولی زیبا و جوان اکنون زنده بود.  
1ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید بخندد.
 2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد.
3 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند. مثلا' بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد.

اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید فوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در جریان گذارد. یک متخصص قلب و یا اعصاب می گوید اگر کسی این مطلب را دریافت کند و حداقل آنرا برای ده نفر دیگر ارسال دارد،مطمئن باشد که در زندگی اش جان یک یا چند فرد را نجات داده است. توجه کنید، تعداد افرادی که این روزها با اینترنت کار میکنند در دنیا چقدر است و اگر ده نفر به ده نفر دیگر این ایمیل را ارسال دارند،تعداد افراد آشنا با این سئوالها به صورت تابع نمایی در کمتر از یک ماه به میلیونها نفر خواهد رسید.
نوشته شده توسط BuS در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 |
سوالات بسیاری در طول روز پیش روی ما قرار میگیرند که با اندکی تاملی به آنها جواب میدهیم . البته همیشه پاسخها صحیح نیستند و گاه اشتباهاتی که ناشی از انحراف ذهن و عدم تمرکز است باعث کم توجهی به اصل سوال میشود. در این مجال پنج سوال با پاسخ برای شما در نظر گرفته شده است . ابتدا تلاش کنید بدون نگاه کردن به جوای صحیح و با تمرکز کافی روی سوالات آنها را حل کنید و سپس پاسخهای درست را نگاه کنید تا متوجه شوید ذهن شما در اثر نکات انحرافی موجود در سوالات به اشتباه افتاده یا درست به هدف زده اید.
 
درصد خطا یا درست عملکردن شما تاییدی بر هیچ نکته ویژه ای نیست و تنها به تمرکز و دقت شما کمک میکند. اما سوالات:
 
مسئله 1 - فرض کنید راننده یک اتوبوس برقی هستید. در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می شوند ، در ایستگاه دوم 3 نفر بیرون می روند و پنج نفر وارد می شوند . راننده چند سال دارد؟
مسئله 2 - پنج کلاغ روی درختی نشسته اند ، 3 تا از آنها در شرف پرواز هستند . حال چه تعداد کلاغ روی درخت باقی می ماند؟
 
مسئله 3 - چه تعداد از هر نوع حیوان به داخل کشتی موسی برده شد؟
 
مسئله 4 - شیب یک طرف پشت بام شیروانی شکلی ، شصت درجه است و طرف دیگر 30 درجه است . خروسی روی این پشت بام تخم گذاشته است . تخم به کدام سمت پرت می شود ؟
 
مسئله 5 - این سوال حقوقی است . هواپیمایی از ایران به سمت ترکیه در حرکت است و در مرز این دو کشور سقوط می کند ، بازمانده ها را کجا دفن می کنند ؟
 
مسئله 6 - شخصی دو سکه به شما می دهد که مجموعش 30 تومان می شود. اما یکی از آنها نباید 25 تومانی باشد . چطور ؟ 
 
برای امتحان خودتان هم که شده جوابها را الان نگاه نکنید. سعی کنید مسئله ها را حل کرده و سپس با جوابهای اصلی مقایسه کنید.
 
 
پاسخها:
 
مسئله 1 - راننده اتوبوس هم سن شما باید باشد . چون جمله اول سوال می گوید " تصور کنید که راننده اتوبوس هستید."
 
مسئله 2 - همه کلاغ ها ، چون آنها فقط " در شرف پرواز " هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده اند..( اگر جواب شما 2=3-5 بوده بدانید دوباره محاسبات جلوی تفکرتان را گرفته است.)
 
مسئله 3 - هیچ . آن نوح بود که حیوانات را به کشتی برد و نه موسی ( "چه تعداد " جلوی فکر کردن شما را گرفته است.)
 
مسئله 4 - هیچ کدام . خروس ها که تخم نمی گذارند.اگر شما سعی کردید جواب توسط محاسبات و مقایسه اعداد بدست آورید ، شما دوباره به وسیله اعداد منحرف شدید. 
 
مسئله 5 - بازمانده ها را دفن نمی کنند . آنها جان سالم بدر برده اند . شما به وسیله کلمات حقوقی و دفن کردن منحرف شده اید.
 
مسئله 6 - یک 25 تومانی و یک 5 تومانی . به یاد بیاورید ( فقط یکی از آنها ) نباید 25 تومانی باشد و همین طور هم هست . یک سکه 5 تومانی داریم.شما با عبارت " یکی از آنها نباید … " فریب خوردید
نوشته شده توسط BuS در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 |
با سلام

این وبلاگ به فروش میرسد.جهت اطلاعات بیشتر به آیدی  peyman_rvd2007 تماس حاصل فرمایید.

با تشکر مدریت وبلاگ

 

 

نوشته شده توسط BuS در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 |

 

خسرو شکيبايي" دار فاني را وداع گفت . . .

تهران-خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا): "خسرو شکيبايي" هنرمند بزرگ عرصه سينما و تلويزيون شب گذشته (پنجشنبه شب) به علت ايست قلبي دار فاني را وداع گفت . 
خبر تکميلي متعاقبا ارسال مي شود .
 

نوشته شده توسط BuS در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 |
سلام

راستی روزه پدر هم مبارک

امید وارم همیشه همه شاد باشین.

و صلواتی برای تمام پدر های که فوت کردن ختم کنید.

نوشته شده توسط BuS در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 |
سلام

راستی روز پدر نزدیک هست چی کار میخواید برا باباتون بکنبد؟!

اگه دوست دارید تو نظرات بگید چی میخرید.

نوشته شده توسط BuS در شنبه بیست و دوم تیر 1387 |
با سلام

املاک آتی ساز آپ دیت شد.

لینک:www.amlake-atisaz.blogfa.com

نوشته شده توسط BuS در شنبه بیست و دوم تیر 1387 |
با سلام

سایت املاک آتی ساز واقعه در کرج افتتاح شد.

اگر دنباله خونه و زمینو ... میتونید سری به این وب سایت بزنید.

البته الان تازه اوله کاره سایتش هست و چند روز طول میکشه مطلب اضافه کنه.        

                                         www.amlake-atisaz.blogfa.com

        

 

نوشته شده توسط BuS در جمعه بیست و یکم تیر 1387 |
۱.به غضنٿر ميگن: شما چه جوري شخصيت خودتون را نشان ميدهيد؟ غضنفر ميگه: با ارائه ي بليط !

۲.مي خواستن که غضنفر رو شکنجه بدن ....ميندازنش تو يه اتاق گرد بهش ميگن برو گوشه اتاق بشين !

۳.غضنفر دکتر میشه به مريضش 2 جور قرص ميده ميگه: يکيشو يه ربع قبل از خواب ميخوري يکيشو يه ربع قبل از بيداري !

۴.غضنفر داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره !

۵.غضنٿر مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين

۶.غضنٿر قرص اِکس رو پشت و رو ميخوره "افسردگي" ميگره

۷.غضنفر ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه

۸.بچه:مامان نهار چي داريم؟ مادر با عصابنيت:زهر مار بچه:اخ جون از شر املت راحت شديم

۹.غضنفر و دوستش تصميم ميگيرن فارسي صحبت کنن. اولي ميگه:پاشو دومي ميگه:نمي پاشم اولي ميگه:نگو نمي پاشم. بگو:پاشيده نمي شوم

۱۰.غضنفر پليس مخفي مي شه الان سه ساله ازش خبري نيست

۱۱.غضنفر ميخواسته يك رفيق جديدشو به باقي رفقا معرفي كنه، رو به رفقاش ميكنه، ميگه: بچه‌ها... قاسم. بعد رو به قاسم ميكنه، ميگه: قاسم جان... بچه‌ها

۱۲.يه بنده خدايي رو برق سه‌فاز مي‌گيره پرت مي‌كنه، بلند ميشه ميگه:اگه مردي يه فاز يه فاز بيا جلو
۱۳.غضنفر دو تا تاكروات ميزنه بهش ميگن چرا2تازدي ميگه اخه عقدوعروسي باهمه

۱۴.غضنفر میره بوتیک فروشی میگه آقا شلوار نخی دارین میگه بله غضنٿر میگه بیزحمت دونخ بدین

۱۵.غضنٿر داشته عين خر تو خيابون داشته ميرفته ( با ماشين البته ) پليس ميبينه ميگه : بزن بغل غضنٿر ميزنه بغل پليسه ميگه : کارت ماشين ؛ گواهينامه ؛ بيمه غضنٿر ميگه: چيه بايد جمله بسازم؟

۱۶.غضنفر رفته بوده سفارت آمريكا، پناهنده بشه، بهش ميگن: What is your name ميگه: Power God New Day مسئول سفارت ميگه: يعني چي؟ بنده خدا ميگه: قدرت‌الله نوروزي

۱۷.از روباهه مي پر سن شاهدت کيه؟ مي گه بدون حضور وکيلم حرف نمي زنم

۱۸.غضنفر پاهاش خواب ميره روش پتو مي كشه!!!!!!

۱۹.غضنٿر تو دستشويي خوابش ميبره تابيدار ميشه تعجب ميكنه ميگه:من كيم؟ اينجا كجاست ؟كي منو ريده؟؟؟
۲۰.به غضنٿر مي گن با سي دي جمله بساز ميگه چسيدي مي گن نه سي دي صوتي مي گه گوزيدي مي گن نه با سي دي صوتي و تصويري مگه پس ريدي

۲۱.نگاه منطقي غضنفر به زندگي : تا حالا فکر کردي اگه توماس اديسون نبود چي ميشد.......مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون نگاه کنيم
۲۲.يه روز يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت ميكشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار ميكشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي ميبينن همون معتاد يه دونه سيگار ميكشه بهش ميگن حتمادوستت از زندان ازاد شده ميگه نه خودم ترك كردم

۲۳.يه روز يه غضنٿر ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت كه اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي غضنٿر ميشينه. يهو غضنٿر بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فكر ميكنه كه اگه بگوزه، صاحبخونه فكر ميكنه جو گوزيده.غضنٿر يه كم از گوزشو ول ميكنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تكون نخورد. غضنٿر كه خيالش راحت شده بود كه مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول كرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برين

۲۴.غضنٿر يه چراغ جادو پيدا ميكنه غولش مياد بيرون ميگه3 تا آرزو بكن . غضنٿر ميگه اول يه پرايد ميخوام . غول بهش ميده . غضنٿر ميگه دوميشم پرايد بده . غول بهش ميده . غضنٿر ميگه سوميشم يه پرايد بده . غوله بهش ميده و آخر سر ميپرسه حالا اين 3 تا پرايد و ميخواي چه كار ؟ غضنٿر ميگه ميخوام بفروشم يه زانتيا بخرم

۲۵.براي راحتي مردم در شهر بنده خدا خسیس، قيمت بليت‌هاي شركت واحد از بيست تومان به ده تومان كاهش پيدا مي‌كنه، مردم مي‌ريزند توي خيابون و تظاهرات مي‌كنند! ازشون مي‌پرسن: اين كه خيلي خوبه، واسه چي اعتراض مي‌كنيد؟ مردم ميگن: چون قبلا كه پياده مي‌رفتيم، بيست تومان به نفعمون بود، اما حالا ده تومان به نفعمونه!

۲۶.غضنفر میره آزمایشگاه با دکتر اونجا دعواش میشه میگه:اصلا انم رو بدید برم !

۲۷.چهار فعاليت بعد از خروج باد بي‌صدا: زل زدن به چشم‌هاي ديگران، حفظ اعتماد به نفس، تلاش جهت پراكنده سازي بو، فرار هرچه سريعتر از محل حادثه!
۲۸.آروق چيست؟ گوزي كه راه خود راگم كرده

۲۹.غضنٿر رادیو گوش می داد رادیو می گه خیابون انقلاب به امام حسین بسته است. غضنٿر می گه خوب بابا چرا قسم می خوری حالا؟

۳۰.
می دونی چرا غضنفر و دوستش نمی تونن کنار هم بخوابن ؟ . . . . . برای اینکه تا صبح دعوا می کنن که کی وسط بخوابه!!!
۳۱.
غضنٿر میگوزه دنبال پوکش میگرده !
۳۲.
غضنفر توي مانور از هواپيما مي‌پره پايين و چترش باز نميشه. با خودش ميگه: شانس آوردم مانوره

نوشته شده توسط BuS در سه شنبه هجدهم تیر 1387 |

وقتی که تو 1 ساله بودی، اون(مادر) بِهت غذا ميداد و تو رو می شست! به اصطلاح، تر و خشک می کرد
تو هم با گريه کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی!
وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت ياد داد تا چه جوری راه بری.
تو هم اين طوری ازش تشکر می کردی، که، وقتی صدات می زد، فرار می کردی!
وقتی که 3 ساله بودی، اون، با عشق، تمام غذايت را آماده می کرد.
تو هم با ريختن ظرف غذا ،کف اتاق،ازش تشکر می کردی!
وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خريد.
تو هم، با رنگ کردن ميز اتاق نهار خوری، ازش تشکر می کردی!
وقتی که 5 ساله بودی، اون، لباس شيک به تنت کرد تا به تعطيلات بری.
تو هم، با انداختن(به عمد) خودت تو گِل، ازش تشکر کردی!
وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد.
تو هم، با فرياد زدنِ: من نمی خوام برم!، ازش تشکر می کردی!
وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی بيس بال خريد.
تو هم، با پرت کردن توپ بيس بال به پنجره همسايه کناری، ازش تشکر کردی!
وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی خريد.
تو هم، با چکوندن(بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر کردی!
وقتی که 9 ساله بودی، اون، هزينه کلاس پيانوی تو رو پرداخت.
تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای ياد گيری پيانو، ازش تشکر کردی!
وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو رانندگی کرد تا تو رو از تمرين فوتبال به کلاس ژيمناستيک و از اونجا به جشن تولد دوستانت، ببره.
تو هم، ازش تشکر کردی،با بيرون پريدن از ماشين، بدون اينکه پشت سرت رو هم نگاه کنی !
وقتی که 11 ساله بودی، اون تو و دوستت رو برای ديدن فيلم به سينما برد.
تو هم، ازش تشکر کردی، ازش خواستی که در يه رديف ديگه بشينه!
وقتی که 12 ساله بودی، اون تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلوزِيِون بر حذر داشت.
تو هم، ازش تشکر کردی، صبر کردی تا از خونه بيرون بره!
وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پيشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی.
تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن اين جمله: تو اصلاً سليقه ای نداری!
وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزينه اردو يک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کرد.
تو هم،ازش تشکر کردی، با فراموش کردن، نوشتن يک نامه ساده !
وقتی که 15 ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگيره(ابراز محبت کنه).
تو هم، ازش تشکر کردی، با قفل کردن درب اتاقت!(نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه!)
وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت ياد داد که چطوری ماشينش رو برونی(رانندگی ياد داد).
تو هم، ازش تشکر می کردی، هر وقت که می تونستی ماشين رو بر می داشتی و می رفتی!
وقتی که 17 ساله بودی، وقتيکه اون منتظر يه تماس مهم بود.
تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اينطوری ازش تشکر کردی!
وقتی که 18 ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصيلی دبيرستانت، از خوشحالی گريه می کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی،اينطوری که، تا تموم شدن جشن، پيش مادرت نيومدی!
وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهريه دانشگاهت رو پرداخت، همچنين، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن خداحافظِ خشک و خالی، بيرون خوبگاه، به خاطر اينکه نمی خواستی خودتو دست و پا چلفتی نشون بدی!!(به اصطلاح، بچه مامانی!!)
وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسيد که، آيا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟
تو هم، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره!!
وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پيشنهاد خط مشی برای آينده ات داد.
تو هم، با گفتن اين جمله ازش تشکر کردی: من نمی خوام مثل تو باشم!
وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصيلی دانشگاهت در آغوش گرفت.
تو هم،ازش تشکر کردی،ازش پرسيدی که: می تونی هزينه سفر به اروپا را برام تهيه کنی!
وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولين آپارتمانت، بهت اثاثيه داد.
تو هم، ازش تشکر کردی،با گفتن اين جمله، پيش دوستات،:اون اثاثيه ها زشت هستن!
وقتی که 24 ساله بودی، اون دارايی های تو رو ديد و در مورد اينکه، در آينده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد.
تو هم با دريدگی و صدايی(که ناشی از خشم بود)فرياد زدی:مــادررر،لطفاً!!
وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزينه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گريه می کرد بهت گفت که: دلم خيلی برات تنگ می شه.
تو هم ازش تشکر کردی، اينطوری که، يه جای دور رو برای زندگيت انتخاب کردی!!
وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طريق شخص ديگه ای فهميد که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد.
تو هم با گفتن اين جمله ،ازش تشکر کردی، "همه چيز ديگه تغيير کرده!!"
وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا روز تولد يکی از اقوام رو يادآوری کنه.
تو هم با گفتن"من الان خيلی گرفتارم" ازش تشکرکردی!!
وقتی که 50 ساله بودی، اون، مريض شد و به مراقبت و کمک تو احتياج داشت.
تو هم با سخنرانی کردن در مورد اينکه والدين، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی!!
و سپس، يک روز، اون، به آرامی از دنيا ميره. و تمام کارهايی که تو(در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود مياد.
اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بيشتر از هميشه بهش محبت کنی ... و، اگه زنده نيست، محبت های بی دريغش رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر...
هميشه به ياد داشته باش که به مادرت محبت کنی و اونو دوست داشته باشی، چون، در طول عمرت فقط يه مادر داری!!!!!

نوشته شده توسط BuS در سه شنبه چهارم تیر 1387 |
 
مطالب قدیمی‌تر